Read Sběratel očí by Sebastian Fitzek Online

sbratel-o

V Berlíně dochází k opakovaným vraždám malých dětí. Pachatel napřed usmrtí matku a poté odvleče do úkrytu dítě, které posléze nechá zemřít. Předtím mu navíc odstraní levé oko. Tentokrát úchylný sériový vrah, který si vysloužil přezdívku Sběratel očí, unesl devítiletá dvojčata Leu a Tobiáše a vyšetřovatelům předhodil časové ultimatum, do kterého lze děti najít. V opačném přV Berlíně dochází k opakovaným vraždám malých dětí. Pachatel napřed usmrtí matku a poté odvleče do úkrytu dítě, které posléze nechá zemřít. Předtím mu navíc odstraní levé oko. Tentokrát úchylný sériový vrah, který si vysloužil přezdívku Sběratel očí, unesl devítiletá dvojčata Leu a Tobiáše a vyšetřovatelům předhodil časové ultimatum, do kterého lze děti najít. V opačném případě jim hrozí smrt udušením v úkrytu, kde ve stanovenou dobu dojde vzduch. Důležitým vodítkem při pátrání se policii stávají vidiny minulosti slepé fyzioterapeutky, která tvrdí, že měla Sběratele očí ve své ordinaci…...

Title : Sběratel očí
Author :
Rating :
ISBN : 9788024242637
Format Type : Hardcover
Number of Pages : 392 Pages
Status : Available For Download
Last checked : 21 Minutes ago!

Sběratel očí Reviews

  • lenaireen
    2018-10-31 07:17

    Mein erstes Fitzek und es war UNGLAUBLICH! Ich kann euch nur eins raten: LEST DIESES BUCH!

  • Emad K.A Hossein
    2018-11-01 07:04

    کتاب کلکسیونر چشم ، تنها اثر ترجمه شده به فارسی از آثار نویسنده و اولین کتاب سه گانه ای به همین نام است . شاید نویسنده کتاب ، سباستین فیتسک ، شهرت چندانی میان خوانندگان ایرانی نداشته باشد ، ولی از معدود نویسندگان آلمانی است که آثارش ه به زبان آمریکایی نیز ترجمه و چاپ شده اند و مورد استقبال منتقدان ادبی قرار گرفته اند . " سباستین فیتسک متولد 1971 در برلین است. او روزنامه نگار و نویسنده چیره دستی است که با انتشار نخستین کتابش با عنوان «درمان» جدول پرفروش ترین کتاب های آلمان را تسخیر کرد. او تنها نویسنده ای است که توانسته به سلطه بی چون و چرای آثار دن براون، نویسنده آمریکایی و خالق «رمز داوینچی» و «نماد گمشده» پایان دهد و صدر جدول پرفروش های آلمان را از آن خود کند. همچنین وی از معدود نویسندگان آلمانی است که آثارش در آمریکا و انگلستان بارها تجدید چاپ شده است. "فیلمی هم به اقتباس از یکی از آثار نویسنده ساخته شده است . داستان با نوشته ای درگیر کننده و پیچیده که فقط می تواند حاصل ذهنی به غایت خلاق و عمیق باشد شروع می شود و از همان ابتدای کار به خواننده نشان می دهد که سراغ کتابی عادی در این سبک نیامده است . داستان شروعی تراژدیک و شوکه کننده دارد . شروعی که از همان ابتدای کار خط و مرز های ادبیات ژانر جنایی را به سخره میگیرد . اینجا به مانند همیشه خبری از پلیس های فداکار نیست ، خبری از سلاح های تیز و کشنده نیست ، بلکه تمام مدت آشوب ذهنی و لرزش های روانی ذهن قاتل و کارآگاه داستان است که بر جو داستان حکم فرمایی میکنند . از همان فصل اول فیتسک ، با نهایت قدرت نشان می دهد که اینبار پا بر قلمرویی اشتباه گذاشته اید ، اینجا صحنه ی قتل نیست ، ورای یک ذهن کاملا روانی است . باید پذیرفت که عاملی که باعث موفقیت و تمایز این اثر با سایر آثار در این ژانر می شود همین سبک و مشی ذهنی عجیب و روان پریشانه ی نویسنده است . فیتسک درست به مانند جوکری که دیوانگی را درک کرده ، یا دیوانه ای که از قفس پریده ، برگشته تا در این کتاب جنون ، ترس ، سیاهی و ذات شهوت پرستانه و شیطانی انسان را با هم در آمیزد و چنان سکانس هایی خلق کند که تا چندین روز شما را از نظر فکری درگیر میکند . اصلا و اصلا در این داستان با همان فرمول های کلیشه ای سبک جنایی و هیجانی مواجه نیستیم و از همان اوایل داستان پا را از حد فراتر گذاشته و از اثری معمولی در سبک جنایی تبدیل به اثری به شدت پیچیده و درگیر کننده در سبک روان شناختی ، جنایی ، رئالیسم جادویی ، رازآلود و تقریبا گوتیک می شود . " گاهی داستان توسط آدم بی وجدانی برای شما تعریف می شود که از دیدن وحشت و ترس در چشم شنونده اش لذت می برد، سرگرم می شود و کابوس هایی برای شما ایجاد می کند که آن را باور می کنید؛ تا جایی که شب ها در تخت خواب تان دراز می کشید و به سقف اتاق تان زل می زنید و از ترس خواب تان نمی برد. گاه این اتفاقات چنان پشت سر هم و بی وقفه رخ می دهد که دوست دارید کتاب را ببندید و فرار کنید. "کتاب کلکسیونر چشم کتابی است که با ضرب آهنگ تند ، کوبنده و طوفانی خود می تواند به شدت سرگرم کننده باشد و به لطف رازهای پیچیده و حس عالی سینمایی داستان اصلا نتوانید یک لحظه کتاب را زمین بگذارید . ولی باید اعتراف کرد که لحظاتی هم در داستان هستند که به چنان گوشه های تاریکی از ذهن انسان قدم می گذارند که شاید آرزو کنید کتابی دیگر برای خواندن برداشته بودید ، لحظاتی که شاید شما را یک لحظه در ترس واقعا عمیقی از اتفاقی که قرار است بیفتند قرار میدهد . در آخر باید گفت که فیتسک نه تنها یک نویسنده بلکه روان شناسی فوق العاده است که شما را وادار به فکر کردن می کند و می تواند به خوبی ، معنای واقعی کلمه ی "جنون" را در لحظات پر از ترس و استرس های روانی داستان خود به شما نشان دهد . اما ایکاش که داستان سبک رئالیسم جادویی خود را نداشت . شاید که همین اتفاق گاها باعث حل بعضی از رازهای مهم داستان شده اند . راز و رمز هایی که فقط برای میان بر داستانی نویسنده به سبکی جادویی پیش میروند . بعضا حس میشود که شاید دلیل برخی از این اتفاقات جادویی صرفا میان بر زدن بر قسمت های رئال داستان و رهایی از رازگشایی های دیگر داستان است . اما خب . نمی توان گفت که این پرش های جادویی در فضای کلی رئالیسم کتاب باعث خارج شدن داستان از فضای طولانی و صبربرانگیز خود نشود و همچنین باید پذیرفت که تنوعی هم در هیجان کتاب به وجود آورده اند .به جرعت می توان گفت که کتاب کلکسیونر چشم یکی از بهترین آثاری بود که در زمینه ادبیات جنایی ، راز آلود و رئالیسم جادویی تجربه کردم . اگر منتظر کتابی هستید که مانند فیلم "زندانیان" ، یا به مانند "بتمن شوالیه ی تاریکی" شما را درگیر داستانی روانی کند ، رازهای به ظاهر غیرقابل حل جلویتان بگذارد ، شما را وادار به تشنج های ذهنی کند و همچنین تحمل جو های سنگین فکری و روانی کتاب را دارید ، در خرید و تجربه این کتاب شک نکنید . (ترجیحا این کتاب را بعد از آلیس در سرزمین عجایب نخوانید !)------------------------------------------------قسمتی از متن کتاب :"بعضی داستان‌ها مانند یک معمای پیچیده هستند یا مثل یک زائده‌ي زنگ‌زده چنان در ذهن انسان رسوخ می‌کنند که ناخودآگاه مجبورید آن را دنبال کنید. من این‌گونه داستان‌ها را گوی‌های نیوتنی می‌نامم که با یک ضربه حركت‌شان شروع مي‌شود و اين حركت به‌صورت سلسله‌وار و پی‌درپی بی‌هیچ وقفه‌ای ادامه پیدا می‌کند و هر ضربه ضربه‌ی بعدی را به‌دنبال دارد؛ داستان‌هایی که هیچ‌وقت آغاز نمی‌شوند و پایانی هم ندارند، چون درباره‌ی قتل‌هایی هستند که هیچ‌وقت تمام نمي‌شوند. گاهی‌وقت‌ها داستان توسط آدم بی‌وجدانی برای شما تعریف می‌شود که از دیدن وحشت و ترس در چشم شنونده‌اش لذت می‌برد و سرگرم می‌شود. و کابوس‌هایی برای شما ایجاد می‌کند که آن را باور می‌کنید تا جایی که شب‌ها در تخت‌خوابتان دراز می‌کشید و به سقف اتاق‌تان زل می‌زنید و از ترس خوابتان نمی‌برد. گاه این اتفاقات چنان پشت سرهم و بی‌وقفه رخ می‌دهد که دوست دارید کتاب را ببندید و فرار کنید. توصیه‌ی من به شما این است که بیشتر از این ادامه ندهید و قید این کتاب را بزنید. نمی‌دانم چگونه شما را به این هدف برسانم. تنها چیزی که برای من مشخص است، اين‌كه این مجموعه‌ي وحشتناک نباید به دست کسی بیفتد، حتا به دست بزرگترین دشمن شما. باور کنید نظرم را درباره‌ی این تجربه به شما می‌گویم. نمی‌توانم چشمانم را ببندم و این کتاب را رها کنم، چون این داستانِ مردی است که اشک‌هاش مثل قطرات خون از چشمانش جاری می‌شود. داستان مردی که جسم آدم‌ها را چنان فشار می‌دهد که گوشت بدنشان له می‌شود، درحالی‌که دقایقی قبل نفس می‌کشیدند، عاشق بودند و زندگی می‌کردند. این داستان نه فیلم، نه افسانه و نه کتاب است، بلکه سرنوشت است. سرنوشت زندگی من. مردی که در اوج شکنجه‌هاش به این می‌اندیشد که این شروع تازه‌ای است برای قتل‌های دیگر. این مرد من هستم."------------------------------------------------ترجمه هم تقریبا و با کمی چشم پوشی میتوان گفت که عالی است و توضیحات تکمیل کننده هم به بهترین شکل اضافه شده اند . همچنین به دلیل ترجمه مستقیم از آلمانی به فارسی باید گفت که شاهد کیفیت بالایی از سبک ادبی آلمان هستیم . طراحی جلد هم خوب و قابل قبول است . اما می توانست خیلی بهتر و خلاقانه تر باشد . به امید استقبال از این اثر در ایران و ترجمه ی دو اثر باقی مانده از تریلوژی کلکسیونر چشم . با آرزوی بهترین ها برای تمامی فارسی زبانانShort Review of "Der Augensammler #1" ( the eye collector )by Emad K.A HosseinGoodreads - 1/14/2017

  • Phils Osophie
    2018-11-14 11:55

    'Der Augensammler' ist ein typischer Sebastian Fitzek - damit ist er grundsolide und spannend, vermag aber weder zu überraschen (vom Ende mal abgesehen) noch emotional zu binden. Durch diese Distanz bleibt das Buch ein durchschnittlicher Thriller, der zwar Lust auf mehr macht, aber bei Weitem nicht zu Fitzeks besten Werken gehört.

  • Inga
    2018-11-01 08:14

    Der Augensammler ist der siebte Roman, den Sebastian Fitzek veröffentlicht hat. Es ist wieder eine Psychothriller und nach Das Kind und Der Seelenbrecher das dritte Buch, das ich von ihm gelesen habe.Der Journalist Alex Zorbach begibt sich auf die Suche nach den entführten Kindern des "Augensammlers", die dieser nach der Ermordung ihrer Mütter versteckt und nach dem Ablauf eines Ultimatums ertrinken lässt. Hilfe erhält Zorbach durch eine blinde, aber hellsehende Physiotherapeutin, die ihm Hinweise gibt, die ihm dem Versteck der Kinder immer näher bringen.Verwirrend ist von Anfang an die absteigende Nummerierung der Kapitelzahlen und Seitenzahlen. Es wird einem suggeriert, die Geschichte würde rückwärts erzählt und beim Epilog, mit dem das Buch beginnt, mag dies noch irgendwie passen, aber spätestens in dem dritten Kapitel wundert man sich, das nun irgendwie doch chronologisch erzählt wird, die Kapitelzahlen aber rückwärts laufen. Um es vorweg zu nehmen: So richtig klärt sich das auch nicht auf. Die bei Fitzek übliche dramatische Wende auf den letzten Seiten tritt ein (wenngleich ohne so richtig dollen Überraschungseffekt, sondern etwas erzwungen) und die schreckliche Geschichte des Versteckspielens geht am Ende in eine weitere Runde. Das ist gruselig, schrecklich... - aber auch nicht so schlimm, wenn einem der Protagonist sowieso nicht ans Herz gewachsen ist. Zorbach ist kein Sympathieträger und auch die anderen Charaktere haben mir wenig Spaß bereitet. Man könnte auch von Leserfrustration sprechen, wenn der Täter am Ende zwar bekannt ist, aber nicht gefasst wird. Aber dafür gibt es vielleicht den Folgeband: Der Augenjäger. Billiger Leserfang? Ehrlich gesagt finde ich Fitzeks Qualitäten als Schriftsteller zweifelhaft. Er rühmt sich sehr der gründlichen Recherche (ausufernde Danksagungen), dennoch fühlt sich selbst die amazon-Redaktion bemüßigt, anzumerken, man habe "ihm von Anfang an vorwerfen können, dass seine Plots nicht immer ganz stringent und im Besonderen allzu konstruiert wirken." (Rezension zu Der Augensammler). Vor allem die erzwungenen Wendungen und Überraschungsmomente haben immer etwas Gewolltes und man wartet förmlich schon die ganze Zeit darauf, wann er diesmal das weiße Kaninchen aus dem Hut zaubert. Mit gekonnter spannender Erzählung hat das nicht so viel gemein, zumal gerade in diesem Roman ganze Passagen langatmig und zäh wirken.So verstehe ich die hohen Verkaufszahlen und das Verweilen der Fitzek-Romane auf den Bestsellerlisten eigentlich nicht. Muss ich aber auch nicht.

  • Nicole
    2018-10-17 06:03

    Der Augensammler!!! (just a german review but know that I truly loved the book and if you ever get a chance to read a Fitzek book, DO IT!!!) GRUND GÜTIGER. Das Buch hat mich von der ersten bis zur letzten Seite total gefesselt. Es gehört eindeutig zu meinen Topfavoriten wenn es um Fitzek Bücher geht. Inhalt: Er spielt das älteste Spiel der Welt: Verstecken. Er spielt es mit deinen Kindern. Er gibt dir 45 Stunden, sie zu finden. Doch deine Suche wird ewig dauern. Erst tötet er die Mutter, dann verschleppt er das Kind und gibt dem Vater 45 Stunden Zeit für die Suche. Das ist seine Methode. Nach Ablauf der Frist stirbt das Opfer in seinem Versteck. Doch damit ist das Grauen nicht vorbei: Den aufgefundenen Kinderleichen fehlt jeweils das linke Auge. Bislang hat der "Augensammler" keine brauchbare Spur hinterlassen. Da meldet sich eine mysteriöse Zeugin: Alina Gregoriev, eine blinde Physiotherapeutin, die behauptet, durch bloße Körperberührungen in die Vergangenheit ihrer Patienten sehen zu können. Und gestern habe sie womöglich den Augensammler behandelt ... Gleich von Anfang an war ich super gespannt darauf was es damit zu tun hat, dass die Kapitel und Seitenzahlen rückwärts gedruckt waren. Ich wollte unbedingt die Bedeutung dahinter erfahren. (ich wurde übrigens kein bisschen Enttäuscht bei der Erklärung). Die Geschichte war sofort spannend, wir sind so mitten rein gestolpert ohne das vorher eine langatmige vorgeschichte erzählt wurde. Genau so mag ich das, dass macht es einfach so viel einfacher in die Geschichte zu finden und es bringt einen eindeutig eher dazu, schnell weiter lesen zu wollen. Die Charaktere waren auf jedenfall auch total super. Gerade Alina fand ich einfach so verdammt interessant. Ihre Arbeit zusammen mit Zorbach, dem Hauptcharaktere in dem  Buch, hat mir auch sehr sehr gut gefallen. Es war schon wirklich ein eigenartiges Duo, oder Trio, wenn man TomTom mit einbezieht. Weiter werde ich nichts zu der eigentlichen Geschichte erzählen, nur so viel, ich habe die letzten 130 Seiten an einem Stück gelesen, weil ich das Buch absolut nicht mehr aus der Hand legen konnte oder wollte. Zum Schluss hin, hat sich mein Herz fast überschlagen. Es sind so viele Dinge passiert, die ich einfach nicht habe kommen sehen und die mir jetzt noch den Kopf schwirren lassen. Das Buch ist großartig und ich kann es echt SEHR empfehlen.Der Augenjäger liegt schon neben mir und will dringend gelesen werden.

  • 📚📚📚 Janni
    2018-11-14 07:00

    Da es etliche Jahre her ist, als ich dieses Buch zum ersten Mal las, war das Lesevergnügen fast jungfräulich. Definitiv einer der spannenderen Fitzeks und ganz nach meinem Geschmack.

  • Anja
    2018-10-31 07:57

    Puh, wow. Das war echt gut. Nicht Abgeschnitten gut, aber trotzdem richtig richtig gut.The Good:Spannnend, clever, und (jedenfalls für mich) sehr schwer zu durchschauen. War echt so ziemlich von der ersten Seite an gepackt. Musste teilweise Lesepausen einlegen und hab das Ding trotzdem in einem Tag weggelesen. So was kommt bei mir so gut wie nie vor, da ich eher langsam und selten mal länger als 'ne halbe Stunde am Stück lese. Aber hier, holla, da ging's nicht anders.The Bad:Das Ende. Gottverdammtemistkackscheiße D: WARUM??? Ich weiß immer noch nicht, ob ich das Ende mögen will oder nicht. Es ist ja schon auf gewisse Art genial. Logische Konsequenz. Mutig. ABER es ist auch verdammt fies. Meine Fresse. Hmm, vielleicht gibt's ja im Der Augenjäger noch einen Nachschlag... obwohl die Kurzbeschreibung eher nicht danach klingt.The Ugly:Wie immer der etwas schwächelnde Schreibstil. Der kommt nie so ganz bei mir an.Die Charakterisierung. Ich frage mich, warum es immer kaputte Figuren mit dramatischem Hintergrund sein müssen. Klar, es gibt tonnenweise kaputte Leute, aber wenn die so gebündelt auftreten, ist mir das einfach zu unglaubwürdig (hier sind mir speziell die Cops negativ aufgefallen).Zu viel offen. Damit meine ich nicht die Ereignisse, die am Ende passiert sind. Aber zum Beispiel ein kräftiger Arschtritt für die Cops hat mir gefehlt. Besonders einer davon hätte ordentlich eins auf die Fresse verdient.Insgesamt, auch trotz der Ugliness, gelungener Thriller, der mir auch wieder klar gemacht hat, warum ich eigentlich keine Thriller lese. Blöderweise bin ich gerade ein wenig auf den Geschmack gekommen. Verdammt...

  • Morana Mazor
    2018-11-02 08:00

    Još jedan u nizu odličnih trilera; dinamičan, napet..utrka s vremenom... Čita se brzinski jer te toliko zanima kako se stvari odvijaju.. Ipak, ja sam opet prilično brzo shvatila tko je tu bed guy..pa se pitam gdje su ona divna vremena kada sam čitala Agathu Christie i do samoga kraja nisam znala tko je krivac..Sve dok Poirot ne bi sve okupio i iznio neku fascinantnu teoriju i povezao sve dijelove zločina.. Da li sam ja onda bila mlađa i nevinija, a sada već rszmišljam na "zločinačkokj frekvenciji", ne znam.. ALi, mislim da je ipak do Agathe.. ;) Kako god bilo, ljubitelji trilera, čitajte Fitzeka.

  • Sara
    2018-11-01 14:11

    i had 2 chapters to go and thought 'uh wow, finally a happy end in a book by fitzek'... Nope. No happy end, because of that smashing plot twist. It's insane, i don't know why i keep obsessing over Fitzek and his books but i like it and i need it and this book was so different and great and another prove that this man needs to be crowned

  • Patrizia
    2018-11-16 13:15

    Toll

  • Melle➰
    2018-10-20 11:11

    Eigentlich bin ich der Fitzek Fan Nr. 1 aber der Augensammler hat mich echt enttäuscht. Zunächst war ich unsicher diesen Thriller überhaupt zu beginnen, weil ich Angst hatte er wäre mir mit der Thematik zu heftig. Aber weit gefehlt. Ich hab mich total gelangweilt, die Charaktere waren total flach und ich bekam zu ihnen keinen Bezug. Mein erster Verdacht über den Täter hat sich letztendlich bestätigt und durch diese blinde Hellseherin war mir alles zu abstrus. Es tut mir in der Seele weh aber leider nur 2 Sterne für diesen Fitzek :-(

  • Original Doll (Lea Martinuš)
    2018-10-28 05:59

    Prvu knjigu Sebastiana Fitzeka, Terapiju, već sam imala prilike pročitati i zasluženo je prozvati vrhom psiho-trilera (preporuka se nalazi ovdje: http://tinyurl.com/fitzekter ). Pošto su me stil pisanja i maštovitost priče potpuno osvojili, nije bilo dvojbe kada sam saznala da je izašla njegova nova knjiga, Sakupljač očiju. Morala sam ju pročitati. Odmah.Glavni lik ove priče je Alexander Zorbach, sada novinar, a nekad policijski psiholog kojeg teška trauma nakon koje gubi sve, pa i obitelj, natjera na promjenu profesije. Kao novinar koristi nekadašnje resurse i svoje široko znanje pa postaje vrlo uspješan i slavan. Ovog puta prati slučaj “Sakupljača očiju”, brutalnog serijskog ubojice čiji su zločini toliko gnjusni da je vrlo teško uopće razmišljati o tome, a kamoli posvetiti se slučaju. Naime, ubojica ubija majke, otima djecu te ostavlja štopericu koja odbrojava vrijeme prije negoli će ubiti dijete i iskopati mu lijevo oko, a potom odbaciti leš. Tako je ocu preostalo točno četrdeset i pet sati da pronađe dijete i spasi ga, iako su svi pokušaju do tada bili bezuspješni i bez imalo tragova koji bi pomogli u potrazi.No, “Sakupljač očiju” ne staje na tome. U svoju bolesnu igru uvlači Alexandera Zorbacha, koji ispočetka ni ne shvaća da su informacije kojima raspolaže otkrivene samo njemu pa uskoro postaje glavni osumnjičenik za ubojstva. Primoran pobjeći od ruke (ne)pravde, mora dokazati svoju nevinost, raskrinkati brutalnog ubojicu i spasiti djecu koja su upravo oteta. A sat otkucava…Uz zanimljivu radnju prepunu majstorskih zapleta (manje nisam niti očekivala) ovaj fenomenalan triler ističe se još jednom posebnošću – priča je ispričana unatrag no takav originalni način pisanja nimalo ne utječe na efekte iznenađenja koji će vas obuzeti tokom čitanja ove priče. Čak su i stranice numerirane obrnutm sljedom, što u čitateljevoj glavi stvara efekt odbrojavanja i podsvjesno povećava napetost. U jedinstvenom stilu kakvim samo Fitzek vlada, atmosfera je iz poglavlja u poglavlje sve napetija, autor se igra čitateljevom glavom, potiče na neprestano razmišljanje i špekuliranje i oduševljava raspletom. Iako će se na kraju slučaj riješiti, događaju vezani uz to ostavljaju bez daha i uvod su u nastavak koji ćete s nestrpljenjem čekati – no izrazito je bitno napomenuti da se ova knjiga čita zasebno i ne morate se bojati da ćete nešto propustiti ako se čita razdvojeno. Iz mene progovara čista pomama za Fitzekovim knjigama, jer iako sam pročitala masu odličnih psiholoških trilera, Fitzek je jedan i jedinstven i teško da će ga neki drugi autor lako nadmašiti.Karakterizacija likova može se komotno smatrati genijalnošću jer je zbilja detaljna i kompleksna, otkrivanje pojedinosti o likovima je dobro promišljeno i uvijek u idealnom momentu da vas iznenadi, obuzme, navede na krivi trag… Ova knjiga uz napetost koja raste iz stranice u stranicu obiluje i akcijom, a dinamičnost same radnje ne ostavlja vam drugog izbora osim da je pročitate u jednom dahu.Nakon čitanja ove knjige trebali su sati (ma, dani) da me popusti euforija, za koju nije zalužna samo genjalnost knjige, već i moja ispravna procjena da nakon Terapije možemo očekivati jednako dobre, ako ne i bolje trilere iz pera ovog njemačkog majstora trilera. Sama činjenica da se nisam prevarila odlična je potvrda mojim pretpostavkama pa s nestrpljenjem očekujem nove knjige Sebastiana Fitzeka kojih nikada ne će biti dosta!“Mislim da nije važno što vidimo, nego što prepoznajemo.”“Sudbina ili slučaj, pomislih. Kao u životu. Sve ovisi samo o načinu gledanja.”“S kim mi je jednostavno lijepo.Katkada ne treba mnogo riječi da se formulira pjesma.”“Postoji samo mali broj momenata kad nama ljudima pođe za rukom da živimo jedino i isključivo za trenutak. U kojem nema ni budućnosti ni prošlosti, nego samo sada i ovdje.”

  • Ana
    2018-11-15 09:17

    Što biste napravili kada bi saznali da se najkrvoločniji serijski ubojica poigrava s vama i da želi da se upletete u njegova ubojstva?Alexander Zorbach je upravo to doživio.On je bivši policijski psiholog koji se nakon traumatičnog iskustva u polici posvetio istraživačkom novinarstvu,Upravo zbog iskustva u policiji radi seriju članaka policijskog slučaja u kojem hladnokrvni ubojica nazvan Skupljač kostiju hara Njemačkom.Strašan scenarij zločina uvijek je isti :dijete je nestalo,majka je ubijena a u njenoj ruci se nalazi štoperica koja prilikom pronalaska leša majke počinje odbrojavati točno četrdesetosam sati i sedam minuta,Otac djeteta prepušten je sam sebi i u tom vremenu mora pronaći oteto dijete prije nego se dijete ne uguši a Skupljač očiju mu iskopa lijevo oko.S novim ubojstvom sve je drugačije-Alexanderov novčanik nađen je na mjestu zločina i svako sljedeći trag navodi da je on sam Skupljač očiju.U pomoć mu dolazi Alina Gregoriev slijepi fizioterapeut koji mu otkriva da ima skriveni dar-samim dodirom sa svojim pacijentima joj omogučuje da vidi prošlost samog pacijenta.I jučer je liječila Skupljača osobno...Alexander ima 48 sati da bježeći od policije dokaže svoju nevinost ali sam obruč krivnje skuplja se oko njega.Sama knjiga napisana je obrnutim redom-od početka prema kraju,odnosno prvo sa zadnjim pa sve do prvog poglavlja.U svakom poglavlju mjenjaju se lica te svako iznosi svoju stranu priče.Priča je prevrtljiva kompleksna i mračna čak bi rekla i jezovita u nekim dijelovima.Za mene upravo onakva kakav bi jedan triler trebao i biti.Kroz cijelu priču Alexander se bori spriječiti ubojstvo jednog dječaka i tek na kraju zadnje stranice nam pisac otkriva šokantan kraj.

  • Jessica Warland
    2018-11-09 10:14

    Wow. I'll try to keep this spoiler-free. This is quite possibly one of the greatest books I've read. I did not see the finale coming whatsoever. I'm still in shock. It completely blindsided me. I loved the use of the first chapter being titled "Epilogue" and the countdown of chapters, followed by the last chapter "Prologue". Then another chapter entitled "Chapter 1", where the entire story begins again. I never understood why the chapters counted down rather than up, but the last three chapters put me out of my confusion. This is one of those mystery-thriller books that you cannot put down. If I could give it more than 5 stars I would.January 2018 edit: Finished my reread today of Sebastian Fitzek’s The Eye Collector. Still just as gripping as when I first read it. Sorely disappointed that the sequels are only released in German! Nonetheless, I’m not even sure if the sequels carry on from this book, it could go either way. Definitely worth the read! When I first read it, it was an immediate 5-star read!

  • Mi
    2018-11-03 06:57

    5 out of 5 stars - "Der Augensammler" (English: The eye collector) was one of the best books I've ever read. It's thrilling from the first to the last page. I read it through within 3 days, just because I couldn't stop reading it.Sebastian Fitzek is one of my new favourite writers. His writing style is exciting and compelling. He knows how to fascinate his readers. I liked the fact that the story was written from different points of view. Fitzek's characters are vivid and persuasive. He skips boring descriptions of locations and characters. There's always action in his plot.Fitzek's plot is complex. You have to think to understand it and in the end it doesn't turn out the way you expected. I also liked that the "Augensammler" is not a foreign character, but one of the well-known secondary characters - one of the many I-haven't-expected-moments while reading it.I recommend "Der Augensammler" to all fans of (psychological) thrillers.

  • Jasmin
    2018-11-12 06:18

    Also an dieser Stelle muss ich noch ein wenig nachdenken... was ich von " dem Augensammler" halten soll.Allgemein bin ich nicht enttäuscht - Fitzek ist einfach brillant! Es ist eine spannende & nervenaufreibende Geschichte, die ich mich eine schlaflose Nacht gekostet hat, da ich einfach nicht aufhören konnte zu lesen.Auch der Anfang, welcher zugleich auch das Ende ist lässt mich nur staunen. Wahnsinnig gute Idee und toll aufgezogen.Aber irgendwie stört mich "der Augensammler" selbst. Echt jetzt?? Das ist die ach so tragische persönliche Geschichte dieser traurigen Figur - ich kann hier ohne zu Spoilern nicht allzu viel verraten, aber ich bin enttäuscht. Deshalb dieses Mal für einen meiner Lieblings-Thriller Autoren "nur" 4 Sterne.

  • Gill
    2018-11-11 13:06

    This is obviously not the version I read! - it was the English one. This was one of our free kindle downloads which looked quite good. It was very good, quite gory in places but the story was very fast and it had a great twist in the end. Thought the description of the blind girl was really good.Would recommend this one Jennie!

  • Vroni
    2018-10-18 11:15

    Wieder mal ein sehr gelungener Fitzek.

  • Lisa
    2018-11-06 13:15

    3,5 SterneÜberraschend gut. Wie immer konnte ich zwar keine emotionale Bindung zu irgendeinem der Charaktere bilden und es wird echt nervig, dass seine Kapitel immer in Pseudo-Cliffhanger enden, die sich beim Weiterlesen als total harmlos herausstellen. Aber dafür mag ich das fiese Ende.

  • Legendanny
    2018-11-16 11:07

    Mal wieder ein sehr gutes Buch von S. Fitzek, das sich dadurch auszeichnet, dass man bis zum Schluss im Dunkeln tappt und gezwungen ist, weiter zu lesen. Das Ende hat, meiner Meinung nach, dem Buch nochmal einen komplett neuen Reiz verliehen. Die gesamte Geschichte hindurch wusste ich nicht, ob der Täter schon bekannt ist oder ob es ein anonymer Charakter ist. Allen in Allem ein sehr lesenswerter Psychothriller!

  • Isabella
    2018-10-28 13:20

    "Scheiße. Ende. Fertig. Schluss. Aus. Scheiße, Scheiße, Scheiße. Ich kann nicht mehr. Scheiße. Das ist irreal. Kann nicht sein. Muss aufhören", war das Erste, was ich gedacht habe.Jetzt, ein paar Minuten später, geht es mir nicht anders und ich fürchte, wie bei Fitzeks anderen Büchern wird das auch noch ein bisschen anhalten.Ich bin kein sonderlich sensibler Mensch. Wenn ein Buch mich fesselt, dann richtig.Oder gar nicht.Ich könnte jetzt sagen, dass Fitzek einen genialen Schreibstil hat und einen damit einfängt.Tatsächlich trifft das zu - aber ich empfinde es nicht als nötig, dies anzumerken. Was zählt, ist die Idee. Der Strick.Der sich immer und immer länger um den eigenen Hals zieht.Ich muss sagen, der Anfang des Buches hat sich ziemlich geschleppt. Es ist nicht wirklich so etwas Berauschendes (für mich?) passiert, aber schon allein, weil ich wusste, dass Fitzek es kann, habe ich nicht aufgehört.Ich bereue es nicht. Jedenfalls nicht in dem einem Sinne.Aber als es los ging, ging es wirklich los. Die Ereignisse überschlugen sich, der Strick wurde immer enger und die Zeit von Tobias und Lea knapper.Ich kann wirklich nicht viel zu dem Inhalt sagen, aber die Fitzeks Genialität, die er mit seinen Büchern wieder und wieder zur Schau stellt, ist einfach... umwerfend. Genial. Das mag sich jetzt wie das Gerede eines Groupies anhören, aber es gibt nicht viele Bücher, die mich wirklich SO begeistern. Für das braucht es eine Menge.Jetzt mal zu den Personen. Ich muss zugeben, ich habe besonders den Augensammler selbst SEHR gemocht, auch wenn ich bis dato noch nicht wusste, dass er es wirklich war. Wer es ist, dazu schweige ich jetzt einmal. Alexander Zorbach war für mich immer ein gebrochener Mann. Dazu kann ich gar nicht viel mehr sagen, obwohl ein Großteil des Buches in seiner Perspektive verfasst ist, habe ich jetzt so das Gefühl, ich habe ihn nie wirklich gekannt. Abgesehen davon war er sehr nachdenklich.Alina Gregoriev war für mich nie wirklich blind. Sie hat mich begeistert, wie sie das gemeistert hat, blind zu sein, wie gut sie im "Alltag" zurechtgekommen ist. Vom Charakter her hat sie mir auch sehr gefallen.Die anderen - nun ja. Auf Scholle hab ich eine unglaubliche Wut gehabt, Stoya war mir persönlich zu naiv, Tobi war einfach nur... süß und Nicci war... eine... gescheiterte Ehefrau. Über ihren und Alex' Sohn kann ich noch weniger sagen als über die anderen Leute.Und TomTom, dir einen hundepfotigen Dank dafür, dass du einfach ein toller Hund warst.Wie bereits gesagt, ich habe das Ende nicht erwartet und es hat mich sehr überrascht. Dass ich aber erst auf den zweiten Teil warten muss, um zu sehen, wie es jetzt weitergeht, ärgert mich ein bisschen. Sehr empfehlenswert. Fitzek hat es wieder geschafft und ich wünsche ihm, dass das immer so bleibt.

  • Dominiek Leenknecht
    2018-11-14 11:06

    Dit moet het tweede boek zijn dat ik al van Sebastian Fitzek gelezen heb en de stijl van deze auteur fascineert me mateloos.Eerst en vooral was er bij dit boek de verwarring: de hoofdstukken zijn genummerd van hoog naar laag. Ik denk dat het boek ergens start met hoofdstuk 98 (ik zou het moeten nakijken...) en eindigt bij hoofdstuk één. Waardoor ik het boek eerst een paar keer doorbladerd heb en er een nachtje liet overgaan voor ik er mee begon ("Moet ik dit boek nu van voor naar achter lezen, of wat?").Gewoon van voor naar achter te lezen dus. En het is weer een spannende thriller van jewelste. Al meende ik heel wat inhoudelijke raakpunten met het eerder gelezen boek van Fitzek te herkennen: het verhaal zoals dat van "De ogenverzamelaar" wordt gevoed door gebeurtenissen en evenementen die "bovennatuurlijk" lijken. Of je gaat aan de geestelijke gezondheid van het hoofdpersonage twijfelen. Je wordt continu geconfronteerd met zaken die toch eigenlijk zomaar niet kunnen?Naar het eind van het verhaal toe, als alle blokken in elkaar vallen, blijkt een heel simpel scenario al die onverklaarbare feiten te verklaren en merk je als lezer vooral dat je pagina's lang door foute assumpties op het verkeerde been was gezet.HET VERHAAL: Een ex-politieagent is journalist. Hij verslaat de handel en wandel van een schijnbare seriemoordenaar die jonge moeders doodt, hun kinderen ontvoert en de vaders nog een ultimatum geeft om hun kinderen te bevrijden. Plotseling is onze journalist hoofdverdachte in de zaak, slaat hij op de vlucht en krijgt hij hulp van een blinde zienster (ik verzin het niet!) om het mysterie op te lossen voor hij opgepakt wordt...

  • Hannie
    2018-10-24 09:07

    De Ogenverzamelaar van Sebastian Fitzek is een apart boek. Het begint op pagina 362 met het epiloog en telt dan terug. Uiteindelijk past het wel bij het boek, omdat het verhaal eindigt met een slot, dat ook weer het begin van een ander boek zou kunnen zijn. Verder draait het boek om een ultimatum dat afloopt. Het is een interessant boek en ik wilde wel weten hoe het afliep, maar ik vond het niet heel spannend. Ik denk dat dat komt, omdat ik de hoofdpersoon niet zo sympathiek vond. Daardoor leefde ik toch wat minder met hem mee. Het is een aardig boek, maar vergeleken met De therapie of De gijzeling vond ik het toch iets minder. Toch ben ik wel benieuwd naar zijn andere boeken.

  • Julie
    2018-11-14 07:00

    Erstes Fitzek für mich, ich war total begeister! Die Idee mit der Nummerierung der Seiten und Kapitel hat mich zwar im ersten Moment verwirrt aber dann richtig begeistert. Ich denke, diese Nummerierung erhöht deutlich die Spannung.

  • AnnaWeasley
    2018-11-01 08:56

    Nervenzerreißend von der ersten bis zur letzten Seite! Richtig creepy noch dazu.. Fitzek versteht sich darauf einem Paranoia in den Kopf zu setzen!Habe es an einem Tag verschlungen.. aus der Hand legen ist unmöglich.

  • Ewa
    2018-11-08 07:12

    Verdammt gut ! Einfach genial ! Bin total begeistert und MUSS mir den nächsten Band holen. Am Ende war ich über den Schluss entsetzt, bis ich begriff dass es eine Fortsetzung - zum Glück - gibt *.*

  • Sandra.Neumann
    2018-10-18 13:53

    Mein zweiter Fitzek und genauso spannend wie das Paket, Thriller waren eigentlich nicht so das was ich lese aber das hat sich jetzt geändert Fitzek hat meine Meinung geändert mehr davon

  • Ariane
    2018-11-04 10:53

    Leider fand ich das Ende teilweise vorhersehbar, was mir bei Fitzek noch nie so ging. Aber trotzdem war es wieder unfassbar spannend und ich muss jetzt schnell den Folgeband "Der Augenjäger" lesen.

  • Maud
    2018-11-01 14:08

    prachtig en spannend tot het einde ...toppie ik veronderstel dat er een vervolgverhaal is ??

  • Dolceluna
    2018-10-31 12:01

    Nettamente inferiore a "Il ladro di anime" e "La terapia". Ne avevo sentito parlare come il migliore romanzo di Fitzek e invece per me è stato una grande delusione. Senza smalto, senza sale.La trama, più lineare rispetto a quella dei romanzi precedenti, oltre ad avvalersi di elementi superinflazionati (come quello della veggente cieca che, grazie alle sue visione nelle quali intravede l'assassino, aiuta la polizia), manca di quel ritmo frenetico, continuo e senza respiro che a mio avviso era stato la forza dei romanzi precedenti. E sembra di leggere un copione già letto milioni di volte. Scontato e, alla fine, anche nebbioso e incomprensibile.Insomma, un vero e proprio scivolone.Mi auguro, essendo questo uno degli ultimi lavori dello scrittore tedesco, che la sua parabola non sia discendente come quella di tanti altri scrittori, i quali hanno esordito con un boom e poi pian piano hanno perso il loro genio. Tenterò di nuovo e con romanzi precedenti, sperando di ritrovare la suspence a manetta incontrata nei due titoli sopracitati.